همشهری آنلاین -دانیالمعمار؛آنها خودشان را «جنگشناس» میدانند؛ از جنوب لبنان و سوریه تا یمن و عراق و ایران، هیچ جبههای نیست که دربارهاش حکم صادر نکنند. نه فرماندهاند، نه لزوما تجربهای از میدان دارند، اما گاهی جلوتر از فرماندهان تصمیم میگیرند و مهمتر اینکه تصمیمشان را همان لحظه در رسانه اعلام میکنند.
اینها «بلاگرهای جنگ» هستند؛ پدیدهای که در یک سال اخیر زیاد شده و در محترمانهترین توصیف باید گفت بعضیهایشان همان غضنفرهایی هستند که اگر جلویشان گرفته نشود، گل به خودی میزنند.
مشکل اصلیشان چیست؟ جنگ را صفر و یکی میبینند. میدان نبرد شطرنج است؛ پر از فریب، تاکتیک، عقبنشینی، جابهجایی، زمان خریدن و ضربه در نقطهای دیگر. اما آنها با منطق منچ، هر عقبنشینی را شکست و هر پیشروی دشمن را فاجعه میبینند.
نتیجه هم روشن است: یا روایت دشمن را تقویت میکنند یا روایت خودی را تضعیف. گاهی اطلاعات غلط منتشر میکنند و گاهی بدتر از آن، اطلاعات درست را در زمان غلط بیرون میریزند؛ چون تصور میکنند خبری سری به دستشان رسیده که اگر نگویند از قافله جا میمانند.
نمونه تازهاش ماجرای ارتفاعات «علیالطاهر» است. اسرائیل تلاش میکند تصرف این ارتفاع را به یک پیروزی بزرگ تبدیل کند. فرماندهان میدان و رسانهها تلاش میکنند ابعاد واقعی ماجرا را نشان دهند، اما بعضی بلاگرها با دیدن چند کلیپ و شنیدن چند جمله، چنان آه و فغان راه میاندازند که گویی جنوب لبنان و حزبالله یکجا سقوط کرده است.
در جنگ امروز، رسانه خودش بخشی از میدان است. روایت میدان هم الزاما گفتن همه واقعیتها در همان لحظه نیست؛ هنر روایت، گفتن آن بخش از واقعیت در آن زمانی است که پازل دشمن را به هم بریزد، نه اینکه آن را کامل کند.
با این پدیده چه باید کرد؟ نخست باید خطاهای رواییشان را بیپاسخ نگذاشت و بعد، جای تحلیل نظامی را دوباره به اهلش سپرد. کسی که سالها جنگ و امنیت را مطالعه کرده، حتما بیشتر از افرادی میداند که یک سال است از پشت گوشی به فرمانده همه جبههها تبدیل شده است.
نظر شما